درباره نویسنده
علی و پگاه
من دانشجوی کارشناس ارشد رشته توریسم دانشگاه اصفهان هستم این سایت رو برای عشقم می نویسم تا بدونه چقدر دوسش دارم
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • ناز خریدن عاشقانه
  • روز عشق
  • فرق عشق با ازدواج
  • گلای پونه
  • مسافر
  • گفت و گو
  • سلام
  • دوشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٠
  • پنجره ای روبه باران
  • همسفر
  • کنارت هستم
  • عجب گلی
  • جدیدترین تست روانشناسی شخصیت
  • انسان سه راه دارد :
  • من آمدم.......
  • سرزمین عشق....
  • بهترین روش برای یادگیری چیست؟
  • قبر خالی.....
  • تزریق خون
  • نکته برای اینکه به زن بودنت افتخار کنی در جواب به مزیت های مردانه!
  • عشق طبیعت
  • سال نو میلادی مبارک
  • گل سرخی برای عشقم
  • کویر عشق
  • چهل مورد از کم هزینه ترین لذت‌های دنیا
  • اجازه هست؟؟؟؟
  • عشقم کجایی ......منتظرتم
  • عاشقتم
  • تقدیم به تمام پدر و مادران دنیا
  • توریست عاشق
کلمات کلیدی مطالب
  • شعرای عاشقانه (٢٦)
  • عکسهای عاشقانه (٢٥)
  • اس ام اس های عاشقانه (۱۸)
  • کلبه عشق (۱۱)
  • دوست دارم (۱۱)
  • داستان عشق (٦)
  • عشق (٦)
  • سرزمین عشق (۳)
  • عاشقتم (٢)
  • دفتر عشق (٢)
  • دخترا و پسرا (٢)
  • معلم عشق (٢)
  • تولد عشق (٢)
  • شقایق (٢)
  • زندگی (٢)
  • ولنتاین (٢)
  • شراب عشق (٢)
  • ِِمسیروتوئژ (٢)
  • ولنتاین ؟ سپندار مذگان ؟ (٢)
  • س ام اس عاشقانه (٢)
  • 50مزیت مرد بودن (۱)
  • بی تو در انتها (۱)
  • ان یکاد عشق (۱)
  • توی ده شلمرود!!! (۱)
  • عاشقان عیدتان مبارک (۱)
  • اینک بهار! (۱)
  • ِِژئوتوریسم (۱)
  • خدایا (۱)
  • شخصیت (۱)
  • بی وفا (۱)
  • عشق یعنی (۱)
  • عشق من (۱)
  • چارلی چاپلین (۱)
  • تنهایی (۱)
  • قمیشی (۱)
  • مریم (۱)
  • عشق چیست ؟ (۱)
  • تست روانشناسی (۱)
  • گریه عشق (۱)
  • و خداوند عشق را آفرید (۱)
  • types of love (۱)
  • روز ولنتاین (۱)
  • happy love day (۱)
  • تو هستی! (۱)
  • دوستت دارم (۱)
  • مریم حیدرزاده (۱)
  • انتخابات دهم (۱)
  • عشقای کوچولو (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • شهریور ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
دوستان من
  • توریسم (ژئوتوریسم ، اکوتوریسم)
  • انجمن دوچرخه سواران اسپادانا
  • تجارت اینترنتی مطالب جالب
  • بانک اطلاعات نشریات کشور
  • بزرگترین گالری عکس ایران
  • سایت تخصصی ماهواره
  • یاران آتشین مریم
  • دنیای اسرار آمیز
  • کلبه عاشقانه
  • ماه و مهتاب
  • لوسه لوسه
  • دنیای موبایل
  • پرسپوليس
  • عشق مریم
  • مركز موبایل
  • ترانه عشق
  • ماه باران
  • آی آر ژئو
  • دانلودها
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
  • جامعه ادبی بیشه
کدهای اضافی کاربر



Join 4Shared Now! کمیابترین کدهای جاوا کمیابترین کدهای جاوا

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












2khali





powered by webgozar

گالری تصاویر

شعرای عاشقانه
" به کلبه عاشقان خوش آمدید "
ناز خریدن عاشقانه
نویسنده: علی و پگاه - سه‌شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠

اگر از عشق تو من بیهوشم

دست من نیست که با آرامشت می جوشم

عذر بخشش کنم از روی تو گل

با همین عشق دست های تو را می بوسم 

شاعر: علی

 

نظرات ()



روز عشق
نویسنده: علی و پگاه - پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠

امروز روز عشق ماست

دومین سالگرد با هم بودن

تولد عشق مبارک 

دوستت دارم 

نظرات ()



فرق عشق با ازدواج
نویسنده: علی و پگاه - شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠

شاگردی از استادش پرسید: عشق چست ؟

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد

داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی...

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

استاد پرسید: چه آوردی ؟

با حسرت جواب داد:هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به

امید پیداکردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.

استاد گفت: عشق یعنی همین...!

شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست ؟

استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش

که باز هم نمی توانی به عقب برگردی...

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت .

استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین

درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی

 برگردم .

استاد باز گفت: ازدواج هم یعنی همین...!

و این است فرق عشق و ازدواج ...

نظرات ()



گلای پونه
نویسنده: علی و پگاه - چهارشنبه ٤ آبان ۱۳٩٠

صدای خش خش برگهای خزونی روی گوشم ناله می کرد
 آسمون بغض شو تو پرده ابرای سیاهش پاره می کرد
 رعد و برق نگاه شهر و با صداش خواب زده می کرد
 زمین از این همه سنگینی بار بروی شونش گله میکرد
 همچنان پای پیاده فارغ از صدای خشم آسمونی
 بی خیال از ناله های و گله های برگهای سبز خزونی
 جاده های بی کسی رو گم می کردنم آروم آروم
 تن غربتو میشستم زیر قطره های با رون
 من به یاد عطر بارون زده گلهاپونه
 میکشیدم پای خستمو تو جاده
 به هوای بوی خونه
 وقتی که صدای خونه، منو تا آخر جاده می کشونه
 این سرابه توی جاده، که چشامو می پوشونه

نظرات ()



مسافر
نویسنده: علی و پگاه - چهارشنبه ٤ آبان ۱۳٩٠

از عذابِ جاده خسته نرسیده و رسیده
 آهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده
 غمِ سرگردونیامو با تو صادقانه گفتم
 اسمی که اسمِ شبم بود با تو عاشقانه گفتم
 با تنم زخمی اگه بود بی رمق بود اگه پاهام
 تازه تازه با تو گفتم اگه کهنه بود دردام
 منِ سرگردونِ ساده تورو صادق می دونستم
 این برام شکسته امِا تورو عاشق می دونستم
 تو تموم طول جاده که افق برابرم بود
 شوق تو راهتوشه من اسمِ تو همسفرم بود
 منِ دلشیشه ای هر جا هر شکستن که شکستم
 زیرِ کوه،بارِ غصّه هر نشستن که نشستم
 عشق تو از خاطرم برد که نحیفم و پیاده
 تورو فریاد زدم و باز خون شدم تو رگِ جاده
 نیزه نمبادِ شرجی وسط دشت تابستون
 تازیانه های رگبار توی چلّه زمستون
 نتونستن،نتونستن جلوی منو بگیرن
 از منِ خستة خسته شوق رفتنو بگیرن
 حالا که رسیدم اینجا پرِ قصّه براگفتن
 پر نیاز تو برای آه شنیدن و شنفتن
 تورو با خودم غریبه از خودم جدا می بینم
 خودمو پر از ترانه تورو بیصدا می بینم
 من سرگردون ساده تو رو صادق میدونستم
 این برام شکسته اما و رو عاشق میدونستم
 اون همیشه با محبت برای من دیگه نیستی
 نگو صادقی به عشقت آخه چشمات میگه نیستی

نظرات ()



گفت و گو
نویسنده: علی و پگاه - چهارشنبه ٤ آبان ۱۳٩٠

من میگم بهم نگاه کن
 تو میگی که جون فدا کن
 من میگم چشات قشنگه
 تو میگی دنیا دو رنگه
 من میگم چه قدر تو ماهی
 تو میگی اول راهی
 من میگم بمون همیشه
 تو میگی ببین نمیشه
 من می گم خیلی غریبم
 تو میگی نده فریبم
 من میگم خوابت رو دیدم
 تو میگی دیگه بریدم
 من می گم هدف وصاله
 تو ولی میگی محاله
 من میگم یه عمره سوختم
 تو میگی قلبم رو دوختم
 من میگم چشمات و وا کن
 تو میگی من و رها کن
 من میگم خیلی دیوونم
 تو میگی آره می دونم
 من میگم دلم شکسته ست
 تو میگی خوب میشه خسته ست
 من میگم بشین کنارم
 تو میگی دوستت ندارم
 من میگم بهم نظر کن
 تو ولی میگی سفر کن
 من میگم واسم دعا کن
 تو میگی نذر رضا کن
 من میگم قلبم رو نشکن
 تو میگی من می شکنم من ؟
 من میگم واست می میرم
 تو میگی نمی پذیرم
 من میگم شدم فراموش؟
 تو میگی نه ، رفتم از هوش
 من میگم که رفتم از یاد ؟
 تو میگی نه مرده فرهاد
 من میگم باز شدی حیروون ؟
 تو میگی بیچاره مجنون
 من میگم ازم بریدی ؟
 تو می پرسی نا امیدی ؟
 من میگم واسم عزیزی
 تو میگی زبون میریزی؟
 من میگم تو خیلی نازی
 تو میگی غرق نیازی
 من میگم دلم رو بردی
 تو میگی به من سپردی ؟
 من میگم کردم تعجب
 تو میگی دیگه بگو خب
 من میگم تنهایی سخته
 تو میگی این دست بخته
 من میگم دل تو رفته
 تو میگی هفت روزه هفته
 من میگم راه تو دوره
 تو میگی چاره عبوره
 من میگم می خوام بشم گم
 تو میگی حرفای مردم ؟
 من میگم نگذری ساده ؟
 تو میگی آدم زیاده
 من میگم دل به تو بستن ؟
 تو میگی اینقده هستن
 من میگم تنهام میذاری ؟
 تو میگی طاقت نداری ؟
 من میگم خدا به همرات
 تو میگی چه تلخه حرفات
 من میگم اهل بهشتی
 تو میگی چه سرنوشتی
 من میگم تو بی گناهی
 تو میگی چه اشتباهی
 من میگم که غرق دردم
 تو میگی می خوام بگردم
 من میگم چیزی می خواستی ؟
 تو میگی تشنمه راستی
 من میگم از غم آبه
 تو میگی دلم کبابه
 من می گم برو کنارش
 تو میگی رفت پیش یارش
 من میگم با تو چیکار کرد ؟
 تو میگی کشت و فرار کرد
 من میگم چیزی گذاشته ؟
 تو میگی دو خط نوشته
 من میگم بختش سیاهه
 تو میگی اون بی گناهه
 من میگم رفته که حالا
 تو می گی مونده خیالا
 من میگم می آد یه روزی
 تو میگی داری می سوزی
 من میگم رنگت چه زرده
 تو می پرسی بر میگرده ؟
 من میگم بیاد الهی
 تو میگی که خیلی ماهی
 من میگم ماهت سفر کرد
 تو میگی تو رو خبر کرد ؟
 من میگم هر کی با ماهش
 تو میگی بار گناهش؟
 من میگم تو بی وفایی
 تو میگی بریم یه جایی
 من میگم دلم اسیره
 تو میگی نه خیلی دیره
 من میگم خدا بزرگه
 تو میگی زندگی گرگه
 من میگم عاشق پرنده ست
 تو میگی معشوق برنده ست
 من میگم به روزها شک کن
 تو میگی بهم کمک کن
 من میگم خدانگهدار
 تو میگی تا چی بخواد یار
 من میگم که تا قیامت
 برو زیبا به سلامت
 پشت تو آب نمی ریزم
 که نروندت عزیزم

(مریم حیدرزاده)

نظرات ()



سلام
نویسنده: علی و پگاه - چهارشنبه ۱ تیر ۱۳٩٠

سلام خدمت دوستای عزیز

از ارسال نظراتتون ممنون

برای اینکه اسمی از بازدیدکنندگان هم باشه هر کسی که مطلب عاشقونه ای داره

در قسمت نظرات بنویسه تا به نام خود همون شخص تو وبلاگ بذارم.

منتظر نظرات سبزتون هستیم 

نظرات ()



 
نویسنده: علی و پگاه - دوشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٠

نظر یادتون نره

نظرات ()



پنجره ای روبه باران
نویسنده: علی و پگاه - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

همه از عشق وجنون می گویند

همه زین کاسهء خون می گویند

نام هرگونه هوس عشق نهند

بیخوداز ناز و فزون می گویند

عشق آنست که آتش فگند

آتش اندر دل سرکش فگند

عشق آنست که بایک دیدار

شعله درقلب مشوش فکند

خواستن را نرسیدن عشق است

سوختن و یار ندیدن عشق است

کی تماس دوبدن عشق بود

دوری و درد کشیدن عشق است

نظرات ()



همسفر
نویسنده: علی و پگاه - دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠



همسفر!

در این راه طولانی

که ما بی خبریم

و چون باد می گذرد،

بگذار خرده اختلاف هایمان، با هم باقی بماند

خواهش می کنم !

مخواه که یکی شویم، مطلقا یکی.

مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت، دوست داشته باشم.

و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد.

مخواه که هر دو، یک آواز را بپسندیم.

یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را

و یک شیوه نگاه کردن را.

مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی، و رویاهامان یکی.

هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.

و شبیه شدن، دال بر کمال نیست. بلکه دلیل توقف است.

عزیز من !

دو نفر که عاشق اند، و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است؛

واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله ی علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.

اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق.

و یکی کافیست.

عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است.

اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست.

من از عشق زمینی حرف می زنم، که ارزش آن در "حضور" است،

نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.

عزیز من !

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد.

بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.

بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم.

بخواه که همدیگر را کامل کنیم، نه ناپدید.

بگذار صبورانه و مهرمندانه، درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم.

اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه ی مطلقا واحدی برساند.

بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند، نه فنای متقابل.

اینجا، سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست.

سخن از ذره ذره ی واقعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست.

بیا بحث کنیم.

بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.

بیا کلنجار برویم.

اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم.

بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را، در بسیاری زمینه ها، تا آنجا که حس می کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می بخشد،

نه پژمردگی و افسردگی و مرگ،... حفظ کنیم

من و تو، حق داریم در برابر هم قد علم کنیم.

و حق داریم، بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم، بی آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم.

عزیز من

 

بخشی از یکی از نامه‌های نادر ابراهیمی به همسرش است 

نظرات ()



کنارت هستم
نویسنده: علی و پگاه - سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠

کنارم هستیو اما دلم تنگ میشه هر لحظه

خودت می دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه



کنارم هستیو بازم بهونه هامو می گیرم

می گم وای چقد سرده،میام دستاتو می گیرم



یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم

از اینجا تا دم در هم که میری دل شوره می گیرم



فقط تو فکر این عشقم،تو فکر بودن با تو

محاله پیش من باشی،برم سرگرم کاری شم



می دونم که یه وقتایی دلت می گیره از کارم

روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم



توام مثله منی انگار از این دلتنگیا داری

توام از بس منو می خوای یه جورایی خود ازاری

نظرات ()



عجب گلی
نویسنده: علی و پگاه - سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٠

با تشکر از سرکار خانم س.عزیز زاده


قطارِ خطّ لبت راهی سمرقند است
بلیت یک سره‌ از اصفهان بگو چند است؟

عجب گلی زده‌ای باز گوشه‌ی مویت
تو ای همیشه برنده! شماره‌ات چند است؟

به توپ گرد دلم باز دست رد نزنی
مگر «نود» تو ندیدی عزیز من «هَند» است

همین که می‌زنی‌اَش مثل بید می‌لرزم
کلید کُنتر برق است یا که لبخند است؟

نگاه مست تو تبلیغ آب انگور است
لبت نشان تجاری شرکت قند است

بِ ... بِ ... ببین که زبانم دوباره بند آمد
زی... زی... زی... زیرِسر برق آن گلوبند است

نشسته نرمیِ شالی به روی شانه‌ی تو
شبیه برف سفیدی که بر دماوند است

دوباره شاعر «جغرافیَ» ت شدم، آخر
گلی جوانی و «تاریخ» از تو شرمنده ست

چرا اهالی این شهر عاشقت نشوند
چنین که عطر تو در کوچه‌ها پراکنده است

به چشم‌های تو فرهادها نمی‌آیند
نگاه تو پی یک صید آبرومند است

هزار «قیصر» و «قاسم» فدای چشمانت
بِکُش! حلال! مگر خون‌بهای ما چند است؟

نگاه خسته‌ی عاشق کبوتر جَلدی است
اگر چه می‌پرد اما همیشه پابند است

نسیم، عطر تو را صبح با خودش آورد
و گفت: روزی عشاق با خداوند است

رسیدی و غزلم را دوباره دود گرفت
نترس – آه کسی نیست - دود اسفند است

نظرات ()



جدیدترین تست روانشناسی شخصیت
نویسنده: علی و پگاه - یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠

اگر مایلید اطلاعات بیشتری در مورد شخصیت خودتان و خصوصیاتی که باعث می شوند دیگران شما را بیشتر دوست داشته باشند پیدا کنید به تست زیر که شامل 15 سوال است با کمال صداقت پاسخ داده و گزینه هایی که انتخاب می کنید را یادداشت کنید تا نتیجه ای که گویای شخصیت شماست دستگیرتان شود. گرچه ممکن است تابحال نمونه های مختلف تست های روانشناسی را محک زده باشید ولی این تست جدیدترین تست روانشناسی است که منتشر شده و نتایج آن چندان دور از واقعیت نخواهد بود و بقولی به امتحانش می ارزد ...

1. فرض کنید شما مشخصه صورت کسی هستید، کدام قسمت از صورت او هستید؟
الف : چین وچروک
ب : لکه
ج : خال زیبایی
د : کک ومک
ت : لبخند

2. دوست دارید چه نوع پرنده ای باشید؟
الف : شباهنگ
ب : جغد
ج : عقاب
د : فلامینگو
ت : پنگوئن

3. کدام یک از آلات موسیقی را دوست دارید؟
الف : پیانو
ب : ویلون
ج : سازدهنی
د : گیتار
ت : دف

4. کدام یک از برنامه های تلویزیونی برای شما جالب تر است؟
الف : اخبار و برنامه های مستند
ب : فیلم های درام و زندگی نامه
ج : هیجانی و پلیسی
د : عشقی و ماجرایی
ت : کمدی و کارتون

5. کدام یک از بازی های شهربازی را بیشتر دوست دارید؟
الف : هیچ کدام، من از شهربازی متنفرم
ب : قطار یا قایق
ج : نمایش و اجرای کمدی
د : چرخ وفلک و وسایلی که سریع می چرخند
ت : ترن های هوایی سریع السیر

6. آیا شما به اشتباهات خودتان می خندید؟
الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : برخی مواقع
د : معمولا
ت : همیشه

7. اگر دوست شما سر به سرتان گذاشت چه عکس العملی نشان می دهید؟
الف : عصبانی می شوید
ب : ناراحت می شوید
ج : برایتان جالب است
د : تلافی می کنید
ت : چندین برابر تلافی می کنید

8. اولین چیزی که صبح موقع بیدارشدن به فکرتان خطور می کند چیست؟
الف : کار و یا تحصیل
ب : مشکلات زندگی
ج : صبحانه
د : روزی که در پیش دارید
ت : کاری که تا شب انجام خواهید داد

9. در زندگیتان چه شعاری دارید؟
الف : وقت طلاست
ب : سحرخیز باش تا کامروا باشی
ج : آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
د : زندگی کن و به دیگران هم اجازه زندگی کردن بده
ت : بی خیال باش، هرچه بادا باد

10. آیا به همه حیوانات علاقه مندید؟
الف : اصلا
ب : تعداد کمی از حیوانات
ج : برخی ازحیوانات
د : بیشتر حیوانات
ت : تمام حیوانات

11. شما لبخند می زنید؟
الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : گاهی اوقات
د : اغلب
ت : آنقدر زیاد که برخی فکر می کنند دیوانه هستم

12. نظر دیگران راجع به شما اغلب در کدام مورد است؟
الف : بی رحم
ب : سرد و بی احساس
ج : زیبا
د : دوست داشتنی
ت : خوشگذران

13. شما احساس عشق وقدردانی خود را نشان می دهید؟
الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : گاهی
د : اغلب
ت : حداکثر تا جایی که امکان دارد

14. شما اعتقاد دارید که برای شاداب بودن باید ساعاتی از روز را منحصرا صرف خودتان کنید؟
الف : اصلا
ب : احتمالا نه
ج : گاهی
د : بله
ت : البته، تا جایی که امکان دارد به خودتان می رسید

15. آیا زندگی شما با برنامه ریزی پیش می رود؟
الف : من حتی در تعطیلات هم برنامه ریزی می کنم
ب : همیشه برنامه ریزی می کنم
ج : بستگی به روز هفته دارد
د : در صورت امکان اجازه می دهم که خودش پیش آید
ت : همیشه بدون برنامه ریزی روزها را طی می کنم


حال امتیازات مربوط به گزینه هایی را که انتخاب کرده اید جمع کنید.


گزینه الف 1 امتیار، گزینه ب 2 امتیاز، گزینه ج ۳ امتیا، گزینه د ۴ امتیاز، گزینه ت ۵ امتیاز دارد. سپس امتیازات خودتان را از پانزده سوال تست مطابق با متن های زیر مقایسه کنید.



اگر امتیاز شما بین ۱ تا ۲۰ باشد :

بدین معنی است که شما سوسن سفید هستید. مردم شما را به خاطر پشتکارتان، از جان و دل مایه گذاشتنتان و موفقیت هایتان تقدیر می کنند. اهداف مشخصی دارید و فکرتان بر کارتان متمرکز است.احتمالا فرزند اول خانواده هستید. احساستان را به سختی ابراز می کنید. یکی از مهمترین نگرانی های شما این است که چگونه در برابر افراد مختلف ظاهرشوید. اندیشه هایتان کمی متمایل به بدبینی است. اعتماد به نفس دارید ولی در باطن گاهی به خود اعتماد ندارید. قادر هستید که هدفی تعیین کنید و به آن برسید. بعضی مواقع دنیا را با دیدی باریک بین می نگرید. احساس می کنید که وقت کمی برای رسیدن به آرزوهایتان دارید.
- به شما پیشنهاد می شود که مواظب باشید جدی بودنتان شما را از دنیای اطراف دور نکند. خونسرد باشید و از زندگیتان لذت ببرید. کارهایی انجام دهید که از آنها لذت می برید. با انجام این دستورات قوه خلاقیت تان شکوفا می شود.سعی کنید که بیشتر بخندید و با دیگران در تماس باشید.


اگر امتیاز شما بین ۲۱ تا ۵۴ باشد :

بدین معنی است که شما یک گل رز هستید. کمی تیغ دارید ولی زیبایی های بسیاری دارید. حس شوخ طبعی دارید ولی از شنیدن جوک لذت می برید. احتمالا فرزند وسط خانواده هستید مردم دوست دارند دورو برشما باشند. خونگرم هستید. دوستان صمیمی بسیاری دارید. زندگی را با دید واقع بینانه می نگرید. آگاهید که زندگی از خوبی ها و بدی ها تشکیل شده است. قادرید شانس خودتان را با توجه به سرمایه های که دارید امتحان کنید. سخت کوش هستید و به اهدافتان پایبندید. دوست دارید خودتان باشید و این مساله به شما اعتماد به نفس می دهد مشکلترین مساله در زندگیتان یکنواخت بودن مسایل است. یکنواختی در هر مساله ای شما را آزار می دهد و باعث کسل شدن روحیه شما می شود.
- به شما پیشنهاد می گردد که افق دیدتان را وسیع تر کنید. مسایل جدیدی را تجربه و کشف کنید. آنگاه متعجب خواهید شد که چه نتایج زیبایی به دست آورده اید و مهمتر از همه اینکه فراموش نکنید که در همه چیز دنبال زیبایی بگردید مخصوصا در خودتان.


اگر امتیاز شما بین ۵۵ تا ۷۵ باشد :

بدین معنی است که شما یک گل آفتابگردان هستید در بستری از گلهای رز. یک ویژگی بارز در شما وجود دارد که باعث گرمادهی به دیگران و جلوه گری شما می شود. ممکن است شما کوچکترین فرزند خانواده و یا تنها فرزند باشید. در وقت لازم جدی هستید ولی دوستانتان شما را به عنوان یک شخص شوج طبع می شناسند. از گفتن جوک لذت می برید. گاهی شیطنت می کنید. مایلید که با افراد جدید و جالبی در زندگیتان آشنا شوید. با افرادی که هیچ وقت نمی خندند راحت نیستید. دید مثبتی به زندگی دارید. در همه چیز به دنبال خوبیها هستید. بیدی نیستید که با هر بادی بلرزید. گرم، دوست داشتنی، با وفا و اجتماعی هستید و هر کدام از این صفات می تواند دلیلی برای خوب بودن شما باشد. انرژی نامحدودی دارید ولی انگیزه تان کم است. برای شما مشکل است که فقط بر روی یک کار متمرکز شوید.
- به شما پیشنهاد می گردد که اجازه دهید مردم روی جدی شما را هم ببینند همان طور که چهره شاد شما را می بینند. در این صورت می خواهند که همیشه با شما باشند. به احساسات دیگران احترام بگذارید از این شاخه به آن شاخه نپرید و کاری را که دوست دارید انتخاب کنید و تا پایان آن را انجام دهید.

نظرات ()



انسان سه راه دارد :
نویسنده: علی و پگاه - یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠

راه اول از اندیشه می‌گذرد، این والاترین راه است.
راه دوم از تقلید می‌گذرد، این آسان‌ترین راه است.
و راه سوم از تجربه می‌گذرد، این تلخ‌ترین راه است.

"کنفوسیوس"

نظرات ()



من آمدم.......
نویسنده: علی و پگاه - چهارشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٠

با سلام خدمت دوستان عزیز، از دیر آپ کردنم ببخشید چون بعد بازگشتم اینترنتم قطع شد و دیگه نتونسم آپ کنم.

اول از همه عید همگی مبارک

دوم اینکه ایشالا قسمت همگی بشه برین سرزمین عشق که عشق واقعی اونجاست،عشقی با دیدنش سیر نمیشی،دل کندن ازش برات محاله،خودت رو مورد کارهایی قرار میدی که تا حالا نکردی تا بهش برسی،شوقی تو وجودته که باورت نمیشه،چی بگم که هرچی بگم کم گفتم باید دید،یاد اون شعری افتادم که میگه: باید واداد باید دل رو به دریا داد خودش میبردت هرجا دلش خواست به هر جا برد بدون ساحل همون جاست.

واقعا ساحل این دریای زمین همون سرزمینیه که اولین بار سر از آب بیرون آورده و آدم اولین خانه رو اونجا ساخته،جایی که شبها پرندگان داستان اربهه دور آن خانه میگرددند و روزها پرندگان بزرگ و شاهین و عقاب دور آن میگردند،و در تمام شبانه روز انسانها به دور آن میگردند و آن کعبه خانه خداست.

ایشالا تو آپ های بعدی سفرنامه و عکسهای این سفر عشق و عاشقی رو براتون میذارم تا دلتون هوایی بشه پر بگشه به سرزمین عشق.

یا علی

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »